تبليغاتX
مهندسی شبکه های توزیع برق

مهندسی شبکه های توزیع برق
مجموعه اطلاعات و اسناد فنی مهندسی برق با گرایش توزیع و تاسیسات الکتریکی 
قالب وبلاگ
برنامه حاضر را اریکو نوشته تا هم سیستمهای زمین ساده و هم آنها که با استفاده از GEM اجرا میشوند را محاسبه کند. البته بعنوان دستگرمی بد نیست ولی مسلما طراحیهای بزرگ و حساس با آن مقدور نحواهد بود
نرم افزار را میتوانید از اینجا دانلود کنید.

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 11:15 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

در تکمیل عرایض کوتاهی که در باب روشهای اندازه گیری مقاومت زمین در 24 اردیبهشت ماه در معیت همکاران نظام مهندسی و شرکتهای توزیع کشور، در سالن همایشهای نیروگاه طرشت ارائه شد، یک متن بسیار خوب و نسبتاً کامل از FLUKE تقدیم علاقمندان میشود. فایل را از اینجا دانلود فرمایید

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:8 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 4:22 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

شش سال پیش در 20 اردیبهشت 1385 با نوشتن این پست حیات وبلاگ ما آغاز شد:

در خلال 8 سال کار، تحقیق و تدریس در حوزه سیستمهای توزیع برق، یکی از نیازهای همیشگی این کمترین، دسترسی به مرجعی بود که بطور خاص در این باب صحبت کرده باشد و بتوان با حداقل سرگردانی در اینترنت پاسخ سئوالات احتمالی را در آن یافت. البته هر چه بیشتر گشتم کمتر یافتم. هر چند سایتهای معتبر علمی بین المللی در این زمینه کم نیست ولی عمدتا دریافت اطلاعات از آنها متضمن پرداخت هزینه های مربوطه است.

ازطرفی مجموعه اطلاعاتی که در حال حاضر اعم از ترجمه تالیف یا به زبان اصلی در مملکت موجودند نیز کم نیست ولی آنچه همیشه کار را مشکل کرده، عدم دسترسی و نا متمرکز بودن اطلاعات است.

علی النهایه این نتیجه حاصل شد که وبلاگی که ملاحظه میفرمایید پدید آید. با این هدف که در ابتدا هر آنچه خود می یابم در آن قرار دهم و به مرور دیگرانی هم پیدا شوند که چنین کنند و شاید روزی آن مرجع مطلوب در همین جا شکل بگیرد.

بزرگترین کمکی که شما خواننده گرامی میتوانید به این منظور کرده و منتی هم بر بنده بگذارید، مشارکت در این خوشه چینی است و معرفی این وبلاگ به هر کسی که در زمینه مهندسی برق دستی بر آتش دارد. شاید این هم اندیشی را بتوان نوعی ادای دین به مملکت و مردمی دانست که هزینه متخصص شدن ما را پرداخته اند.


گمان میکنم در این شش سال هم جهت گیری عمومی وبلاگ عوض شده و هم نوع مطالب آن تغییر کرده است. آن زمان این رسم نبود که اگر مطلبی را تهیه میکنید یا دست چین میکنید و در وبلاگ قرار میدهید به فاصله کمی افراد زیادی آنرا کپی کرده و جاهای دیگر بدون با نام خودشان قرار دهند و هرگز کسی نام وبلاگ شما را به سرقت نمیبرد! اصولاً آمار وبلاگ نویسان فنی چندان زیاد نبود. بنده و همکارانم هم ذوق انتشار مطالب داشتیم و گاهی تا روزی 5 پست هم در وبلاگ می نوشتیم! به مرور، هم تب و تاب انتشاراتی ما  فروکش کرده و هم به گزیده گویی بیشتر از پرگویی آویختیم و در این روزها تا ضرورتی نباشد پستی را اضافه نمیکنیم. شاید اینکار آمار مطالب را کم کرده باشد ولی در مجموع آنها را بهتر کرده است. آن زمان دائماً به دیگران لینک میدادیم و لینک میپذیرفتیم ولی این روزها، یکسره ، نه لینکی میدهید و نه میگیریم. بهر حال خیلی چیزها عوض شده ولی ما هنوز خوانندگان قدیمی و دائمی خود را داریم و البته فحاشان عزیز و مسخره کنندگان گرامی هم کماکان تشریف دارند! به همه این همراهان و به همه موافقان و مخالفانمان ، شش سالگی وبلاگ را تبریک میگوییم و از همراهیشان احساس افتخار آمیز "بودن" میکنیم.

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 5:1 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]


 برای مطالعات توزیع تعدادی شبکه تست توسط IEEE تهیه شده که برای کارهای پژوهشی و در شبیه سازیها میتوانند استفاده شوند. برای دریافت اطلاعات مربوطه میتوانید به اینجا مراجعه فرمایید.

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 11:8 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

ایضاً در ادامه دوره آموزشی استاندارد BS7671 تقدیم میشود. از اینجا دانلود فرمایید.

[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 11:11 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

یکی از خوانندگان محترم کامنتی گذاشته بودند و من ابتدا خواستم حسب المعمول در بخش نظرات پاسخ دهم ولی بعد از نوشتن پاسخشان (که قدری هم مطول شد) تغییر عقیده دادم و آنرا در اینجا درج میکنم. کامنت ایشان در حاشیه مطلب مورخ هشتم فروردین (پست بعدی) است و اشاره به یکی از نظراتی دارد که خواننده ای در آنجا گذاشته است.


نظر آقای "محمد" : -----------------------------------------------

با سلام

جناب مهندس ضمن تبریک سال نو به شما و خانواده محترم لطفا در انتشار نظرات بعضی از بازدید کنندگان نظارت بیشتری داشته باشید تا شاهد بعضی موارد زشت و زننده مثل مورد اول در این صفحه نباشیم.


پاسخ بنده : ------------------------------------------------------

دوست گرامی من همه پیامها را کنترل میکنم ولی به دو دلیل برخی پیغامها که مانند آن پیام مورد اشاره شما هست را تایید میکنم تا دیگران ببینند:

اول: آنکه آن کسانیکه این پیغامها را میفرستند صادقانه ببینند که جایگاه سخنشان بین خوانندگان محترم این وبلاگ کجاست و آنچه نوشته اند در بین نظرات دیگران چه جلوه ای یا چه موافقانی دارد. بهرحال باید پذیرفت که بنده به حکم شغل معلمی هر ساله افرادی را با تعهدم به ضوابط آموزشی یا حرفه ای می آزارم و مثلاً آنچنانکه میل آنهاست گشاده دستی را در لیست نمرات پایان ترم رعایت نمیکنم. یا اینکه از من میخواهند کتابهایم را اسکن کنم و روی اینترنت بگذارم(!) و باز اینکار را نمیکنم و دلایلی از این دست که باعث میشود خیلیها از مخلص خوششان نیاید و تصمیم بگیرند بلطف آزادی بیان با یک کامنت توهین آمیز و رکیک تنفرشان را اعلام کنند. اگر با چنین افرادی از در جنگ درآیید حتما بازنده اید و تنها راه برای آنکه شاید بتوانید آنها را متقاعد کنید آنستکه اجازه دهید حرفشان را بزنند و بدانند که حق ابراز نظر دارند. البته در مواردی که خیلی توهین آمیز باشد من بعضی کلمات را با نقطه جایگزین میکنم ولی در مجموع به سانسور اعتقادی ندارم.

دوم: چون خیلی از خوانندگان وبلاگ دانشجویان و مهندسین جوان این مملکت هستند مایلم از همین حالا بدانند که اگر قصد خدمت به مملکتشان و مردمشان را دارند نباید منتظر جایزه نوبل باشند. در این مملکت گل و بلبل که همیشه خادمان را کشته اند تا از او اسطوره بسازند، باید کسانیکه قرار است جای من را بگیرند واقعیت را از همین حالا عیان ببینند و تصمیم بگیرند که کنج عافیت را بگزینند یا کارکردن و فحش خوردن.

خاطر نشان میکنم که حساب اکثریتی از خوانندگان روشن بین و ارجمند این وبلاگ (که عنقریب 6 ساله میشود) جدا و بر جای خود است و منت ایشان برگردن من جاری ....


پ.ن: بخاطرم آمد که دردسر مشابهی را چهارسال پیش هم داشته ام(!) :

[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 6:11 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

در راستای دوره آموزشی "آشنایی با ضوابط تست و بازرسی در استاندارد BS7671" که در اواخر سال گذشته در محضر همکاران نظام مهندسی اصفهان بودم، اگر بشود اسم آنرا عیدی گذاشت، کتاب فوق را تقدیم همکاران محترم میکنم. این کتاب براساس استاندارد آمریکایی تاسیسات الکتریکی (NEC) تدوین شده و تفاوتهای آن با استاندارد BS در نوع خود جالب توجهند. برخی مسائل که به اشاره، در دوره مورد بحث قرار گرفت در آن با شرح و تفصیلات و شکلهای گویا و جالب بررسی شده است و احتمالا خواندن بالغ بر 800 صفحه مطالب این کتاب سال 1391 را تا حدی پر خواهد کرد. کتاب را با حجم حدود 29 مگابایت از اینجا دانلود فرمایید.

[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 9:56 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

تا جائیکه بخاطر می آورم از میان کتابهایی که به محضر خوانندگان محترم این وبلاگ معرفی کرده ام تا بحال در زمینه "اندازه گیری الکتریکی" کتابی نداشته ایم. بنابراین مناسب دیدم که کتاب زیر که چاپ 2005 تایلور-فرانسیس بوده و مطالب درسی و غیر درسی مطلوبی در آنست را معرفی کنم. کتاب برای دانشجویان رشته برق نیز در حد کافی مسائل حل شده و حل نشده دارد. برای دانلود اینجا کلیک کنید. 

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 9:42 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

باد  از  چهره  خوبان  چمن  پرده  فکند

وقت آن شد که تو هم پرده ز رخ برفکنی

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 1:43 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]


نه لب گشایدم از گل، نه دل کشم ز نبید

چه بی نشاط بهاری  که بی رخ  تو  رسید

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 10:44 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]


هند بوک تاسیسات الکتریکی زیمنس در نوع خود یک دایرة المعارف است. برای دانلود آن  
 با حجم تقریبی 25 مگابایت اینجا کلیک کنید.

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 9:37 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

در راستای مطالبی که در دوره آشنایی با BS-7671 در محضر برخی دوستان همکار در نظام مهندسی اصفهان، در باب آثار هارمونیکها بر مشترکین مسکونی ارائه شد، مطالعه این مقاله میتواند برخی نکات تکمیلی را روشن سازد.


[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 7:47 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 1:33 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]


پنجم اسفند ماه روز تولد خواجه نصیرالدین توسی که روز مهندسی نامیده شده را به همه خوانندگان این وبلاگ شادباش میگویم.

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 0:32 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

دوست نادیدۀ گرامی آقای مهندس حسین حیدری نژاد آستانه که از پهلوانان برق گیلان هستند، زحمت کشیده و فایلی در محیط اکسل تهیه فرموده اند با هدف آنکه محاسبات الکتریکی اساسی مورد نیاز شبکه های توزیع را بتوان با آن انجام داد. محیط ساده و عدم نیاز به آموزش از مزایای این ابتکار است. به گفته ایشان این نرم افزار شش ماه است که در توزیع برق استان گیلان  به صورت پایلوت مورد استفاده قرار میگیرد و به طور ضمنی  پاره ای از اشکالاتش برطرف شده و به  پختگی نسبی رسیده است. بسیار خوب خواهد بود که خوانندگان محترمی که فایل را از اینجا دریافت میکنند نظراتشان را در جهت تکمیل آن در قسمت نظرات درج فرمایند تا بنده خدمت ایشان منتقل کنم و آنچه تهیه شده رفته رفته بهتر هم بشود.


[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 8:42 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

در هفته های اول و دوم اسفند ماه دوره آشنایی با

ضوابط تست و تحویل تاسیسات الکتریکی در استاندارد BS 7671 : 2008

را طی چهار جلسه 3 ساعتی  در محضر همکاران نظام مهندسی اصفهان ارائه خواهم کرد. ثبت نام و شرکت در دوره برای افراد غیر عضو نظام مهندسی هم ممکن است. علاقمندان میتوانند برای اطلاعات بیشتر به

سایت سازمان نظام مهندسی اصفهان

مراجعه فرمایند.

[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 6:28 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

All the problems of the world could be settled easily if men were only willing to think. The trouble is that men very often resort to all sorts of devices in order not to think, because thinking is such hard work

همه مشکلات جهان به آسانی حل خواهد شد اگر انسانها حاضر باشند برای حل آنها فکر کنند. مشکل اینجاست که انسان به هر وسیله ای متوسل میشود تا از فکر کردن طفره برود،
زیرا اندیشیدن کاری دشوار است.




http://en.wikipedia.org/wiki/Thomas_J._Watson

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 12:12 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

بزودی دوره  "مسائل تئوری و عملی اندازه گیری مقاومت سیستمهای زمین (ارت)" را برای دانشجویان دانشگاه آزاد واحد خمینی شهر ارائه خواهم کرد. به شرکت کنندگان از طریق دانشگاه گواهینامه پایان دوره اعطا خواهد شد. ضمنا عواید این دوره کلاً به بنیاد حمایت از کودکان مبتلا به سرطان(محک) اختصاص خواهد یافت. برای کسب اطلاعات بیشتر با 14-3660011 (0311)  اداره پژوهش تماس بگیرید.


[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 10:21 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

به لینک زیر رجوع شود:

www.qsl.net/dg5sga/inverter.htm

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 8:2 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

مانند هر سال این کنفرانس در بهار آینده برگزار میشود و فراخوان آن در epdc.ir قابل رویت است. فعلا تا 15 بهمن فرصت برای ارسال مقاله در نظر گرفته شده است. از همکاران محترم، چه آنها که پیشتر مقالات مشترکی داشته ایم و یا آنها که توفیقی اینچنین دست نداده برای این منظور دعوت میکنیم.

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 7:26 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

همواره آخرین شماره از این مجله را میتوان از اینجا دانلود کرد.

[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 1:39 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]



از اینجا دریافت کنید.

[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 9:6 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه های دنیا درس می خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ التحصیل نشده ام. امروز می خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی هست.
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترك تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه می آمدم و می رفتم و خب حالا می خواهم برای شما بگویم که من چرا ترك تحصیل کردم. زندگی و مبارزه ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند. این جوری شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه ی دانشگاه خرج می کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده ای که می خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چه جوری می خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترك تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می شود. اولش یک کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می کنم می بینم که یکی از بهترین تصمیم های زندگی من بوده است. لحظه ای که من ترك تحصیل کردم به جای این که کلاس هایی را بروم که به آن ها علاقه ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می خوابیدم. قوطی های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می دادم که با آن ها غذا بخرم. بعضی وقت ها هفت مایل پیاده روی می کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذا هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی ام تو راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه ی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم های خطاطی را تو کشور می داد. تمام پوستر های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می شد و چون از برنامه ی عادی من ترك تحصیل کرده بودم، کلاس های خطاطی را برداشتم. سبک آن ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می بردم. امیدی نداشتم که کلاس های خطاطی نقشی در زندگی حرفه ای آینده ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می کردیم تمام مهارت های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت های کامپیوتری هنری و قشنگ بود. اگر من آن کلاس های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می بینید آدم وقتی آینده را نگاه می کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می کند متوجه ارتباط این اتفاق ها می شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است. 
داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است.
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم هواز شرکت اپل را درگاراژ خانه ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت. ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می تواند از شرکتی که خودش تأسیس می کند اخراج شود، خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می کردیم توانایی خوبی برای اداره ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم. احساس می کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو. شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم. پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العاده ی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم. اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می دادم که واقعاً دوستش داشتم. 
داستان سوم من در مورد مرگ است.
من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه می کنم از خودم می پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می دهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می فهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر داشتن این که بالآخره یک روزی من خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم های زندگی ام را بگیرم چون که تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند. حدود یک سال قبل دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد 
به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه هایم بگویم در مدت سه ماه به آن ها یادآوری بکنم. این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده ام می گذشت و وارد لوزالمعده ام می شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن هایی که می خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه ی ما ست. شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه ها را از میان بر می دارد و راه را برای تازه ها باز می کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید. هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید. موقعی که من سن شما بودم یک مجله ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می شد که یکی از پرطرفدارترین مجله های نسل ما بود این مجله مال دهه ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد. در وسط دهه ی هفتاد آن ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود
stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می کردند. این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ التحصیلی شما آرزویی هست که برای شما می کنم.

 فیلم این سخنرانی 

[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 11:36 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

           

دسترسی به ژورنالهای انستیتوی تحقیقات نیروی برق (EPRI)

 از این لینک امکان پذیر است.

[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ 8:16 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

از این لینک میتوانید فلشی را ملاحظه کنید که توضیحات مصوری در اینمورد میدهد. برای دیدن فلش، داشتن برنامه

  flash player لازم است.

[ شنبه دوم مهر 1390 ] [ 8:5 قبل از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

سخنرانی استاد محترم آقای دکتر جبه دار  در خردادماه 90  در رابطه با کنکور ارشد برق در تالار فرشچیان اصفهان که برای دانشجویان علاقمند به تحصیلات تکمیلی مطالب بسیار مغتنمی در آنست

از اینجا گوش کنید

[ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ] [ 7:55 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

کتاب تولید، بهره برداری و کنترل سیستمهای قدرت از ولنبرگ و وود کتاب پایه برای درس بهره برداری پیشرفته سیستمهای قدرت است. چون ترجمه فارسی آن (کار درخشان استاد محترم آقای دکتر سیفی) در بازار نایاب است فکر کردم که متن اصلی برای خوانندگان محترم این وبلاگ مغتنم باشد. آنرا از  اینجا  میتوانید دانلود کنید (22 مگابایت). 

[ یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ] [ 4:28 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

سایت دوست گرامی بنده آقای مهرداد شفایی که نمیدانم زبردستی ایشان در هنر عکاسی را مقدم بدانم یا لطافت طبعشان را در سایر هنرها، به تازگی ایجاد شده و بر بنده واجب بود آنرا در اینجا معرفی کنم. هم برای اطلاع دوستان مشترکمان و هم برای برخی خوانندگان این وبلاگ که علاوه بر تعلق خاطر به علوم مهندسی، صاحب ذوق و زیبا پسند هم هستند و ممکن است از ملاحظه آثار ایشان محظوظ شوند.

http://www.mehrdadgallery.ir

[ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 2:3 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]

مکرر پیش آمده که همکاران در سازمان نظام مهندسی و یا دانشجویان کنجکاو بنده از من مرجعی را طلب میکنند که روشهای اندازه گیری مقاومت سیستم اتصال زمین را از روی آن بیاموزند. اینکار در حالت ایده آلش البته محتاج کسب تجربه و کار عملی است ولی من باب شروع، مطالعه این مرجع میتواند مناسب باشد

[ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 6:5 بعد از ظهر ] [ شاهرخ شجاعیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ محلی است برای تبادل اطلاعات فنی در مورد شبکه های توزیع برق و تاسیسات الکتریکی و کار گروهی برای حل مشکلات آنها
امکانات وب